تبليغاتX
MISS MOSBATI

روزی مرا باد خواهد برد

همیشه همینه ......

همیشه همینه ......

همیشه همینه ......

همیشه همینه ......

 

................................................................!!

راست میگید .....من همیشه همینم ....!!! واقعا لازمه از صبح تا شب یادآوری کنید بهم که من چه گهی هستم  ؟؟؟!! عالم و آدم می دونن ....شما هم روش .......

مامان امروز جمله ی قشنگی گفت : زندگی گه زیادی خوردن است .......:دی ..!!

دیشب کلی خندیدیم ....باور کن سوژه تو این روزا سیر صعودی پیدا میکنه ...!!! و تا نزدیکای صبح دیروز با مامی و نسیم حرفیدیم ...و حتی عصر امروز ....خیلی وقت بود حرفیدن اینقدر بهم نچسبیده بود ....!!

 

 

+ تاريخ 88/10/05ساعت 5:52 PM آشغال نوشت Miss Mosbati-دلقک شماره 2 |

نفسات که زیادی می کنه ...پسشون نده به دنیا ...گروگان نگهشون دار .... یه روزی نفس می خوای واسه مردن .....!! کم آوردم ....Wake me up inside....

------------------------------------------------------------

قضیه پرهام جالب بود ...!! دلم می خواد با دوتا دستام یه نفرو :دی خفه کنم ....!!

++ پیام پیداش شده ....بعد قرنها ...!! یاد اکیپ قبلیمون دوس ندارم بیفتم ...خیلی وقته از اون روزا گذشته ...!!

++ تجربه بهم ثابت کرده یه چیزی رو همیشه بهش تظاهر کردی و وقتی بخوای مرورش کنی می بینی دیگه تظاهر نیس ...خودت باورش کردی ....!! در صورتی که خیلی چیزا واقعا واقعی نیستن .....!!

++فرار و به قرار ترجیح دادن همینه ....!!

+ تاريخ 88/10/03ساعت 4:10 PM آشغال نوشت Miss Mosbati-دلقک شماره 2 |

نشد که بشه ....نشد که بمونم ....خفگی داره خفم میکنه ....احساس می کنم اینجا پر از نفسای سنگین شده ...!! باید برم یه قفسه دیگه ....اگه مجبور نبودم نمی رفتم ...اینجا رو بیشتر از هر جایی تو دنیا دوس دارم ...

اما می خوام تا ۱۴ بصبرم ...می خوام روزی از اینجا برم که همون روز اینجا شد میس مسبتی ...!!

هی قفسک ...

اینروزها این جا آفتابی شده.. ....

من همون قفس ابری خودم رو می خوام ....

متنفرم از نور خورشید ....!!!!

من همون پوتشکای سمفونی مردگانو می خوام ....

اینجا پر از هجوم مترسکی ردپاهای عجیب غریب شده ....!!

و بازهم :خفگی داره منو خفه می کنه ......!!

---------------------------------------------------------------------------

عجیب نیس ....اصلا ....همیشه معتقد بودم شعار می دی اما حالا ثابت شد ....!! فقط یه سری چیزای احمقانه رو تکرار می کردی ....گفته بودم به ترحم نیازی ندارم و تو اسمشو می ذاشتی کمک ....اما حالا چی ؟شعارات به درده خودت خورد ؟؟!! اما نه ...نشو مثه من ... احمق نشو ...خر نشو ...

--------------------------------------------------------------------------

عوض شدی فجیح ....دیگه بچه نیستی ....بزرگ شدی .....قد کشیدی ....!!

------------------------------------------------------------------------

مزخرف تر از این نمیشه دیگه که مدام همه یه چیزی رو تو گوشت زمزمه کنن اما تو بتونی کنترل اعصابه مبارکتو و نگی :همگی با هم خفه شیدددددد .......اه ه ه ه ه ه ه ..............!!! من باید چی بگم به این مترسکایی که شعار شده هواشون ؟؟!!

توجه کردی شعار شده تیکه کلامه من ؟!! چه مزخرف ...نه ؟

-------------------------------------------------------------------------

جنه ها ؟؟ یوهو ....

-خیلی بیشعورید ....

- بابا اصاب نداری ها ؟ گفت جنه ....نگفت جن*******!!!!

--------------------------------------------------------------------------

۲ هفته سردرد نداشتم و این عند عجایب خلقه بود واسم !! ۴ روزه بازم شروع شده سردردهای مزخرفم ....!!

 این پرهامم خر گیر آورده مارو ....!!! هه ...!!

 

+ تاريخ 88/10/02ساعت 3:45 PM آشغال نوشت Miss Mosbati-دلقک شماره 2 |

حالم خوب نیس اصلا ....!!

کاشکی دروغ باشه حرفات ....سرکاری ...تا بعدش کلی با هم بخندیم ...

باورت نمی کنم ...جدی نمی گیرم حرفاتو رفیقک ....بغضم از صبح گیر کرده تو گلومو و به روت نمی آرم ....تو هم به روی خودت نمی آری ....می خندی ....مثه همیشه ....اما خنده هات عذابم می ده ...می دونم که فرصت می خوای بزنی زیر گریه ....

هی بالایی .....بازم که لج کردی ...با من ...با دنیای خراب شدم ....!! حرفامو چپگی می گم ؟؟همیشه منو با چیزایی که عاشقش بودم حرص دادی ....

باور کن داغون میشم ......باور کن داغونتر از الانم میشم ....که چی ؟؟!! که بهم میگی چشامو باز کنم ؟لایی نکشم تو دنیات ؟سقوط نکنم ؟!! بدچیزیو دس گذاشتی روش .....

-------------------------------------

محو بودم تو خیابون ......محو ......!! خستـــــــــــــــــــــــــــم .....!! خندیدم به همه چی ! کاش فقط یه کابوسه معمولی باشه ....!!

عوض شدی .....نگاهات آتیشم میزنه ....

بسه لعنتی !!!

 

+ تاريخ 88/10/01ساعت 3:7 PM آشغال نوشت Miss Mosbati-دلقک شماره 2

 

فردا نوشت رهایی :منجمدم این روزاااا ....منجمد .....!! شاید به خاطر همینه این جا هم هواش سردیده رفیقک قدیمی ...!


اشتیاق ممتدت واسه تثبیت هرزگی فکرایی که خودتم می دونی خیلی وقته فسیل شدن ،قشنگه ...

قشنگه که چشمات سو سوی تاریکی رو از دور می بینه و به روی خودش نمی آره که کوری سفیدش داره راه راه میشه ...!!

بذار نبض هرزگیت رو که می گیرم ،صدای خس خس نده ...صدای شعار نده ...صدای منتظم هوهوی جغدگونه ی مترسکای مهاجرو نده ...صدای سمفونی قدرت اون بالایی تو گوشم نپیچه ...

سمفونی قدرت ....هه !!

از کی تا حالا فهمیدی که مرگ خیلی وقته فقط داره واسه این می جنگه که پرچینه سیاهشو رو به سقوط ببره ؟!

قشنگه گم شی ...محو شی ...اما نشی یه غبار تاریک سه رأسه ...!!

وقتی هستی ،هستی ....اما وقتی نیستی فقط یه فعل مضارع نیست شده ای که هنوزم هست اما رنگ سیاه نیستیت تو سیاهی دورو دورت قاطی شده ....!!

اما من باورش ندارم ....ندارم ......نه این هستی شعارگونه احمقانه رو ...نه اون نیستی ساختگی مزخرفو .....!!

شاید به قول وحید همه چی ...حتی من ...حتی تو .....دروغ باشیم .....!!

----------------------------------------------------------------------------------------------

++می خواستم این قفسمو بذارمو برم ...نشد .... من به این لعنتی عادت کردم ...!! این عادت مثه بقیه عادتم نیست ...این عادتو دوسش دارم ....دیدم ارزش اینجا زیادتر از چیزایی که به خاطرش می خواستم از این جا برم .....!!

++دلم هوای کیشو کرده ...واسه همه چیش دلم تنگیده ...واسه آرامشش ... دلم یه ذره آرامش می خواد ..... آرامش......!!

 

 

+ تاريخ 88/09/29ساعت 3:30 PM آشغال نوشت Miss Mosbati-دلقک شماره 2 |