نشد که بشه ....نشد که بمونم ....خفگی داره خفم میکنه ....احساس می کنم اینجا پر از نفسای سنگین شده ...!! باید برم یه قفسه دیگه ....اگه مجبور نبودم نمی رفتم ...اینجا رو بیشتر از هر جایی تو دنیا دوس دارم ...
اما می خوام تا ۱۴ بصبرم ...می خوام روزی از اینجا برم که همون روز اینجا شد میس مسبتی ...!!
هی قفسک ...
اینروزها این جا آفتابی شده.. ....
من همون قفس ابری خودم رو می خوام ....
متنفرم از نور خورشید ....!!!!
من همون پوتشکای سمفونی مردگانو می خوام ....
اینجا پر از هجوم مترسکی ردپاهای عجیب غریب شده ....!!
و بازهم :خفگی داره منو خفه می کنه ......!!
---------------------------------------------------------------------------
عجیب نیس ....اصلا ....همیشه معتقد بودم شعار می دی اما حالا ثابت شد ....!! فقط یه سری چیزای احمقانه رو تکرار می کردی ....گفته بودم به ترحم نیازی ندارم و تو اسمشو می ذاشتی کمک ....اما حالا چی ؟شعارات به درده خودت خورد ؟؟!! اما نه ...نشو مثه من ... احمق نشو ...خر نشو ...
--------------------------------------------------------------------------
عوض شدی فجیح ....دیگه بچه نیستی ....بزرگ شدی .....قد کشیدی ....!!
------------------------------------------------------------------------
مزخرف تر از این نمیشه دیگه که مدام همه یه چیزی رو تو گوشت زمزمه کنن اما تو بتونی کنترل اعصابه مبارکتو و نگی :همگی با هم خفه شیدددددد .......اه ه ه ه ه ه ه ..............!!! من باید چی بگم به این مترسکایی که شعار شده هواشون ؟؟!!
توجه کردی شعار شده تیکه کلامه من ؟!! چه مزخرف ...نه ؟
-------------------------------------------------------------------------
جنه ها ؟؟ یوهو ....
-خیلی بیشعورید ....
- بابا اصاب نداری ها ؟ گفت جنه ....نگفت جن*******!!!!
--------------------------------------------------------------------------
۲ هفته سردرد نداشتم و این عند عجایب خلقه بود واسم !! ۴ روزه بازم شروع شده سردردهای مزخرفم ....!!
این پرهامم خر گیر آورده مارو ....!!! هه ...!!
+
تاريخ 88/10/02ساعت 3:45 PM آشغال نوشت Miss Mosbati-دلقک شماره 2
|
