فردا نوشت رهایی :منجمدم این روزاااا ....منجمد .....!! شاید به خاطر همینه این جا هم هواش سردیده رفیقک قدیمی ...!
اشتیاق ممتدت واسه تثبیت هرزگی فکرایی که خودتم می دونی خیلی وقته فسیل شدن ،قشنگه ...
قشنگه که چشمات سو سوی تاریکی رو از دور می بینه و به روی خودش نمی آره که کوری سفیدش داره راه راه میشه ...!!
بذار نبض هرزگیت رو که می گیرم ،صدای خس خس نده ...صدای شعار نده ...صدای منتظم هوهوی جغدگونه ی مترسکای مهاجرو نده ...صدای سمفونی قدرت اون بالایی تو گوشم نپیچه ...
سمفونی قدرت ....هه !!
از کی تا حالا فهمیدی که مرگ خیلی وقته فقط داره واسه این می جنگه که پرچینه سیاهشو رو به سقوط ببره ؟!
قشنگه گم شی ...محو شی ...اما نشی یه غبار تاریک سه رأسه ...!!
وقتی هستی ،هستی ....اما وقتی نیستی فقط یه فعل مضارع نیست شده ای که هنوزم هست اما رنگ سیاه نیستیت تو سیاهی دورو دورت قاطی شده ....!!
اما من باورش ندارم ....ندارم ......نه این هستی شعارگونه احمقانه رو ...نه اون نیستی ساختگی مزخرفو .....!!
شاید به قول وحید همه چی ...حتی من ...حتی تو .....دروغ باشیم .....!!
----------------------------------------------------------------------------------------------
++می خواستم این قفسمو بذارمو برم ...نشد .... من به این لعنتی عادت کردم ...!! این عادت مثه بقیه عادتم نیست ...این عادتو دوسش دارم ....دیدم ارزش اینجا زیادتر از چیزایی که به خاطرش می خواستم از این جا برم .....!!
++دلم هوای کیشو کرده ...واسه همه چیش دلم تنگیده ...واسه آرامشش ... دلم یه ذره آرامش می خواد ..... آرامش......!!
+
تاريخ 88/09/29ساعت 3:30 PM آشغال نوشت Miss Mosbati-دلقک شماره 2
|
